پربیننده ها

آخرین اخبار

16. مهر 1397 - 10:52   |   کد مطلب: 303254
همسر امیر سرتیپ دوم ناجا شهید اکبر نجفی با بیان اینکه؛ دشمنان بدانند که ولایت همه وجود ماست، گفت: دشمن نتوانست روح ولایت را از ایشان بگیرد جسمش را گرفتند.

به گزارش اسلام آباد خبر، شهید اکبر نجفی متولد 7اردیبهشت ماه سال1326  فرزند ارشد خانواده بود. در روستای دلو حسن آباد از توابع اسلام آبادغرب، در خانواده ی مومن و مذهبی به دنیا آمد.او دوران ابتدایی را در زادگاهش به پایان رسانید و برای ادامه دوران دبیرستان به کرمانشاه آمد و بعد از گرفتن دیپلم و اتمام دوران سربازی در سال 1355 با علاقه خاصی که به خدمت به مردم داشت وارد دانشکده افسری شد.

 

ایشان تحصیلات خود را تا مدرک کارشناسی در دو رشته معارف اسلامی  شاخه فقه و حدیث و علوم انتظامی به پایان رساند و سال های سال فرماندهی قسمت های مختلف در ژاندارمری سابق و بعد از آن نیروی انتظامی را در مناطق مختلف برعهده داشت.

 

 

سرانجام شهید اکبر نجفی درحالی که معاون حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی استان کرمانشاه بود درتاریخ 14/9/1375 هنگامیکه امام جمعه کرمانشاه مرحوم آیت الله زرندی عازم شرکت در مراسم ختم متوفی ملا محمد ربیعی امام جماعت اهل تسنن در مسجد شافعی کرمانشاه بود که عده ای از افراد فرصت طلب و عناصر منافق و ضد انقلاب وهابی با سردادن شعارهایی به طرف ایشان حمله ور می شوند که توسط محافظین از محل خارج و در این اثنا اکبر نجفی در حین ماموریت توسط عناصر فوق هدف گلوله قرار گرفت که در نتیجه مجروح و به بیمارستان انتقال و نهایتاً به دلیل شدت جراحات وارده در در ماه رجب سال 1375 در سن 49سالگی با زبان روزه به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در گلزار شهدای اسلام آبادغرب به خاک سپرده شد.

 

 

ویژگی های امیر سرتیپ دوم اکبر نجفی از نگاه همسرش مهراندخت توسلی که بیست سال با ایشان زندگی کرده است،رنگ متفاوتی دارد.

به مناسبت هفته ناجا و به پاس گرامیداشت یاد و خاطره شهدا به ویژه شهدای گرانقدر ناجا، گفتگوی تفصیلی اسلام آباد خبر با همسر شهید نجفی را در ادمه می خوانید:

 

 

اسلام آبادخبر:از ویژگی های شهید نجفی برای ما بگویید:

همسرشهید:ایشان درس های عقیدتی را برای افسران ارشد استان تدریس می کردند و چند ماه قبل از شهادت به من گفتند؛ که به دست ضد انقلاب ترور می شوم، خندیدم و گفتم؛ این همه رجال سیاسی در مملکت داریم چرا شما؟ گفت؛ دشمنان علی آخرش من را به شهادت می رسانند.

 

اسلام آبادخبر: بعد از آنکه متوجه شدید که همسرتان در مراسم اهل تسنن به شهادت رسیدند چه حالی داشتید؟

همسر شهید: برای ما بحث وحدت شیعه و اهل سنت بسیار مهم است و ما باید تلاش کنیم این وحدت حفظ شود و دشمن هم به دنبال همین تفرقه است. من هیچ وقت فکر نکردم که این اتفاق به دست اهل تسنن بوده و من می گویم که دشمنان اهل تسنن و تشیع  یعنی دشمنان جهان اسلام این کار را انجام داده اند.

 

اسلام آبادخبر:در آخرین دیداری که باهم داشتید چه گفتید:

همسرشهید:صبح که با راننده رفت چند دقیقه بعد برگشت و سررسیدی را که خیلی موارد را درون آن می نوشت برد، قبل از رفتن گفت:

خانم مواظب شهاب باش.

شهاب پسر بزرگ ما؛ شهاب  فرزند اول خانواده بود و در آن زمان 16سال داشت.

گفتم چرا؟  گفت؛ در اغتشاشاتی که ضد انقلاب به را انداخته هدفشان آوردن جوانان ناآگاه به میدان است ،مراقبش باش این جوان از روی کنجکاوی همراه این ها نرود.

 

اسلام آبادخبر:آخرین جمله ای که در سررسیدشان نوشت چه چیزی بود؟

همسر شهید: آخرین جمله ایشان فرمایشات امیرالمومنین به کمیل بود؛

ای کمیل اگر زمانی دیدی که لاله هایی از دل خاک روییده بدان که این عقده های دل من است که به زمین گفتم و بعد در آینده به صورت لاله رشد می کند.

اکنون شما می بینید که نماد شهدای ما لاله است.

 

 

اسلام آبادخبر:خبر شهادت همسرتان را چگونه متوجه شدید؟

همسرشهید: من آن روز در مدرسه ایثارگران جوانشیر بودم و از طریق بنیاد شهید به ما گفتند که مراقب خانواده شهدا و ایثارگر باشیم که ضد انقلاب به آنها آسیب نرساند.

آنها را داخل مسجد بردیم و من بیرون آمدم. سروصدا وتیراندازی شد.نزدیک میدان که شدم ماموری به من گفت: جلوتر نروید.

گفتم چرا؟ گفت: افسری به شهادت رسیده است..نمیدانستم افسر چه کسی است، ناخودآگاه گفتم: خوش به حال کسی که امروز به شهادت رسید هر کس رفت به عشق ولایت علی رفت.

دخترم با من تماس گرفت و گفت  کجایی؟ که زنگ می زنند و با تو کار دارند.به خانه که رسیدم پسر عموی شوهرم زنگ زد و گفت به منزلشان بروم.

پسر عموی شهید و افراد نیروی انتظامی آنجا بودند به من گفتند که اکبر آقا زخمی شده و بیمارستان است.

گفتم اگر بیمارستان است چرا شما آنجا نیستید؟ همان لحظه گفتم حاجی شهید شده، دشمن نتوانست روح ولایت را از ایشان بگیرد، جسمش را گرفتند.

 

اسلام آبادخبر:بعد از دیدن پیکر همسرتان به او چه گفتید؟

همسر شهید: وقتی که پارچه را کنار زدم دهنشان خونی بود، همان جا به او گفتم با خون خودت مثل مولایت علی(ع)افطار کردی.

 

اسلام آبادخبر:از ویژگی های اخلاقی شهید نجفی برای ما بگویید؟

همسرشهید: بسیار صبور بود و هیچ وقت عصبانی نشد و برای پدر و مادرش احترام زیادی قائل بود به طوری که من هیچ گاه ندیدم که به پدر و مادرش تو گفته باشد.

دائم الوضوبود و نمازش را همیشه اول وقت می خواند بدون اینکه کسی متوجه شود.

دوشنبه ها و پنج شنبه ها و ماه رجب و رمضان روزه بودند طوری که وقتی اذان می داد من متوجه می شدم که روزه هستند.

 

اسلام آبادخبر: در قسمتی از وصیت نامه ایشان آمده "رسالت سنگین اسلام را همیشه نگه داریم و از حرف و شعار بگذریم"ممکن است این قسمت را برای ما توضیح دهید؟

همسرشهید:ایشان اصلا اهل شعار نبود و همه کارهایش با عمل بود.

باوجود آنکه فرمانده بود ولی در مراسمات همیشه در صف آخر می نشست.

یک روز با هم به فروشگاه ارتش رفتیم که خرید کنیم. مسئول فروشگاه بلند شد و گفت: از طرف من به جناب سرهنگ سلام برسانید. با اشاره به اکبر گفتم: جناب سرهنگ ایشان هستند، اسم شان را می شناختند ولی چون اهل تظاهر نبود کسی چهره ایشان را نمی شناخت.

بعد این اتفاق به ایشان گفتم: ببین اسمتان بیشتر از خودتان کار می کند. درست مانند امیرالمومنین که شبها به یتیمان سر می زد و هیچ کس نفهمید علی است بعد از شهادتش دیدند آن کسی که شب ها کمک می کرد نیامد. ما هم بعد از شهادت شهید تازه افرادی آمدند و کارهایی که انجام داده بود را گفتند  و من که همسرش بودم تا آن زمان خبر نداشتم.

 

اسلام آبادخبر:چگونه می توان زینب وار راه شهدا را ادامه داد؟

همسرشهید:زنان جامعه ما باید مشکلات جامعه خود را تشخیص دهند و بسنجند، با بصیرت و آگاهی فرزندان را به راه شهدا سوق دهند،سخت است ولی با عمل به شیوه های تربیتی که اسلام گفته می توان این کار را انجام بدهیم و مشکلی پیش نمی آید.

فرزندان نیاز به محبت دارند مادر باید کاری کند که منزل مکان امن و آسایش آنها شود که فرار نکنند. نگاه کنید حضرت زینب (س)بعد از واقعه ی عاشورا با یک تعداد زن و بچه اسیر شد.

فرزندان من وقتی پدر را از دست دادند برای آنها احترام و ارزش محیا بود اما حضرت زینب(س)اول خود را از لحاظ روحی و روانی و ایمان تقویت کرد و هرکجا که می خواستند به بچها تازیانه بزنند و یا به اسارت ببرند حضرت زینب(س)جلو رفت مانع شد چرا؟چون این قافله را حضرت زینب باید به سرانجام برساند.

حضرت امام خمینی(ره)فرمودند: از دامن زن مرد به معراج می رود. چون واقعا مرد خود به تنهایی نمی تواند به مدارج بالا برسد.

علامه طباطبایی  گفته بودند که تفسیر نمونه ام را از همسرم دارم. گفتند چگونه؟گفت:من نفهمیدم چایی من در زمانی که من مشغول نوشتن بودم چگونه عوض می شد ایشان طوری آن را می آورد که من متوجه نمی شدم.

خب با همسر اینگونه داشتن است که ایشان می شوند علامه طباطبایی.رسالت زن به عنوان همسر و مادر بسیار سخت است .

 

اسلام آبادخبر:کلام آخر:

همسر شهید:آخرین کلام من ولایت است.

همان گونه فاطمه الزهرا(س)جان خود را برای حضرت علی و ولایت فدا کردند، دشمنان بدانند که  ولایت همه وجود ماست و به خاطرشان کل زندگی خود را تقدیم می کنیم و از مردم می خواهم که همیشه پشتیبان ولایت باشند.

حضرت امام (ره)فرمودند: پشتیبان ولایت باشید آسیبی به این مملکت نخواهد رسید.

 

گفتگو از خبرنگار افتخاری و رهرو راه شهدا؛ نگین سارایی/

تصاویر تکمیلی: 

دیدگاه شما

پایگاه وبلاگنویسان استان کرمانشاه
پایگاه خبری امید
کانال تلگرام اسلام آبادخبر
راوند خبر
اینستاگرام اسلام آبادخبر
دوره آموزش مجازی برنامه نویسی تلفن همراه
پارلمان مجازی ایران