هدف نهایی از سناریوی «بوستون»، مقابله با ایران است

کد خبر: 6490
|
09:35 - 1392/02/11
نسخه چاپی
وضوعی که در واقعه بوستون بسیار مورد توجه بوده، ملیت دو متهم بمب گذاری در بوستون و ارتباط احتمالی آن ها با عرصه گسترده تر افراط گرایی مذهبی و تروریسم است.
اسلام آباد خبر-با وجود گذشت حدود دو هفته از واقعه بمب گذاری های بوستون، گمانه زنی ها و تحلیل های مربوط به این واقعه و ابعاد و پیامدهای گوناگون آن، همچنان بخش عمده ای از توجه محافل تحلیلی و رسانه ای را به خود اختصاص داده است. دکتر حسینی، کارشناس مسائل روسیه و قفقاز شمالی معتقد است این واقعه می تواند زمینه ساز همکاری روسیه و آمریکا علیه سوریه و سپس ایران باشد.

به گزارش  پایگاه خبری ، تحلیلی اسلام آباد خبر به نقل از  «مطلع الفجر »، موضوعی که در واقعه بوستون بسیار مورد توجه بوده، ملیت دو متهم بمب گذاری در بوستون و ارتباط احتمالی آن ها با عرصه گسترده تر افراط گرایی مذهبی و تروریسم است. به جز این زمینه های ارتباط، با توجه به دغدغه دیرینه روسیه نسبت به مسئله بنیادگرایی و تروریسم در منطقه قفقاز شمالی این کشور، این گمانه مطرح می شود که واقعه بوستون با ایجاد دغدغه مشترک میان روسیه و آمریکا می تواند به دوره جدیدی از همکاری میان این دو کشور مطرح شود.

در رابطه با موضوع نخست، یعنی حوزه فعالیت گروه های اصطلاحاً «جهادگرای» قفقاز شمالی، خانم دکتر سیده مطهره حسینی، استادیار پژوهشگاه علوم انسانی جهاد دانشگاهی معتقد است هنوز مدارک زیادی درباره حرکت جنبش اسلامی قفقاز شمالی به خارج از مرزهای روسیه وجود ندارد و که اسلام گرایان چچنی و داغستانی در منطقه قفقاز، هیچگاه در خارج از روسیه به عملیات تروریستی دست نزده اند و از این جهت، دخیل بودن دو جوان قفقازی در واقعه بوستون عجیب به نظر می رسد.

با این حال، وی در این زمینه می گوید: «نظر شخصی من این است که این چنین فعالیت هایی ممکن نیست مگر با همکاری نیروهایی در امریکا. در واقع بستر این فعالیت های تروریستی و زمینه اجرایی آنها از سوی نیروهای مخالف دستگاه حاکمیتی امریکا و با همکاری برخی نهادهای امنیتی امکان پذیر است؛ چرا که نظام کنترلی ایالات متحده آنقدر نیرومند است که اجازه نهایی شدن اینگونه عملیات ها را ندهد».

این پژوهشگر و صاحب نظر مسائل روسیه و قفقاز شمالی معتقد است حضور دو چچنی در انفجارهای بوستون، بدون ربط سازمانی و تشکیلاتی به سازمان های داخل چچن، بخشی از یک سناریو است که از درون آن، همکاری روسیه و امریکا علیه مسلمانان مرزهای جنوبی روسیه تا چین (سین کیانگ) استخراج خواهد شد.

نویسنده کتاب «مسلمانان روسیه» در ادامه درباره ارتباط عقیدتی و تشکیلاتی جنبش اسلامی قفقاز شمالی با «القاعده» می گوید میان جنبش اسلامی قفقاز شمالی با آنچه القاعده نامیده می شود ارتباطاتی لحاظ شده و استناد موجود برای انتساب این ارتباطات، مواردی چون اشاره به رزم نیروهای اسلامی در قفقاز در برخی نوارهای منتسب به بن لادن، دیدار ایمن الظواهری از قفقاز، حضور برخی نیروهای برجسته القاعده در منطقه و زندانی بودن چند چچنی و شاید هم داغستانی در گوانتانامو می باشد. اینها نشان دهنده ارتباط هایی هستند که شبکه ای نشده اند؛ چراکه این ارتباطات اگر شبکه ای می شدند بایستی بازتاب هایی هم پیدا می کردند.

اما از نظر وی، مهمترین بعد ماجرا و هسته اصلی سناریوی بمب گذاری بوستون، احتمال تبدیل شدن این موضوع به زمینه ای جدید برای همکاری روسیه و آمریکاست که می تواند حتی به یک «پسا ۱۱ سپتامبر» دیگر تبدیل شده و تبعات مهمی در سطح منطقه ای و بین المللی به همراه داشته باشد.

دکتر حسینی در این زمینه می گوید: «اگر با یک نگاه بین المللی و تحلیل فرامنطقه ای به قضیه نگاه کنیم، این سناریو به منظور خریدن روسیه در ائتلاف علیه سوریه و سپس ایران طراحی شده است. امریکا یک بار پس از فروپاشی شوروی و خالی شدن عرصه دشمن پروری در سیاست خارجی این کشور از ۱۱ سپتامبر آغاز هزاره جدید به منظور تعریف دشمنی قدر قدرت و وهم آور بهره برد و مجموعه ای از جنگها به راه افتاد که ارتش، اقتصاد و سیاست بین الملل امریکا و جهان درگیر آن شد».

اما وی ادامه این موضوع را تا زمان وقوع انقلاب های عربی می داند و می افزاید: « سوریه نخستین دولتی بود که امریکا نتوانست بر اساس نقشه طراحی شده آن را در طول دو سالی که پیش بینی شده بود براندازد. روسیه خواهان امتیاز های جدید، مشخص و واقعی بود و چین در حالی تبدیل به اقتصاد برتر می شود که از هر گونه درگیری بین المللی و آوردن ارتش و نیروی نظامی اش به عرصه خارج از چین حتی به مناطق بالقوه خطرسازی چون تایوان و کره ها طفره می رود. اکنون زمانی است که باید به روسیه یک امتیاز بزرگ داد. چه امتیازی بهتر از دل مشغولی شبانه روزی پوتین: افراط گرایی اسلامی در چچن».

به بیان وی، رفتار پوتین و سیاست یکی به نعل یکی به میخ (موضع های گاه موافق و گاه مخالف بشار اسد) نشان دهنده چراغ هایی بود که پوتین به آمریکا می داد تا آمریکایی ها با یک امتیاز مناسب، موضع روسیه در قبال سوریه را بخرند و اکنون این امتیازها داده می شود.

اما مهمتر از همه، به عقیده دکتر حسینی، هدف بعدی و مشخص این سناریو، جمهوری اسلامی ایران است. «آمریکا از واقعه بوستون برای خریدن روسیه و سرکوب سوریه بهره خواهد بود تا فشار بر ایران را بازهم افزایش دهد. در ۱۰ سال آینده خود بزرگترین تولید کننده نفت و تا حدی گاز خواهد بود و خاورمیانه انقلابی را در منگنه قرار می دهد. در منطقه حیات خلوت روسیه حضور می یابد تا چین را تحت فشار قرار دهد».

بر این اساس، وی امروز امنیت ملی جمهوری  اسلامی ایران را در گرو فعال شدن فرهنگی و اقتصادی در آسیای مرکزی و قفقاز می داند و بر ضرورت حضور فعالانه، جمعی و با بهره گیری از اقتصاد بخش خصوصی و سازمان های مردم نهاد در منطقه تأکید می کند.

    نظر شما

    دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد

    آخرین مطالب