به گزارش اسلام آباد خبر ، سیاست خارجی ایالات متحده در دو دهه اخیر، بارها با بهانههای ظاهری مانند امنیت جهانی یا مبارزه با جرایم سازمانیافته، به سمت کنترل منابع انرژی و تضعیف رقبا پیش رفته است. عملیات نظامی اخیر آمریکا در ونزوئلا – که با دستگیری رئیسجمهور این کشور همراه بود – یادآور حمله ۲۰۰۳ به عراق است؛ جایی که ادعای سلاحهای کشتار جمعی، پوششی برای تسلط بر ذخایر نفتی بود. امروز، در سال ۲۰۲۶، با تولید نفت ونزوئلا که به یک میلیون بشکه در روز رسیده اما ذخایر ۳۰۳ میلیارد بشکهای آن همچنان بزرگترین در جهان است، آمریکا به بهانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر وارد شده، اما شواهد نشان میدهد هدف اصلی، دسترسی به این ثروت عظیم و کاهش نفوذ چین در آمریکای لاتین است. این گزارش تحلیلی به بررسی این الگوها، تأثیر بر اقتصاد بدهیزده آمریکا و رقابت ژئوپلیتیک میپردازد.
الگوهای تکراری در سیاست خارجی آمریکا: امنیت بهانه، نفت هدف
ایالات متحده در طول تاریخ خود، اغلب منافع اقتصادی و استراتژیک را پشت شعارهای انساندوستانه یا دفاعی پنهان کرده است. یکی از برجستهترین مثالها، حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ تحت رهبری جورج دبلیو بوش بود. در آن زمان، دولت آمریکا ادعا کرد که رژیم صدام حسین دارای سلاحهای کشتار جمعی است که تهدیدی برای جهان به شمار میرود. این ادعا، که بعدها توسط بازرسان سازمان ملل رد شد، توجیهی برای عملیات نظامی گسترده شد. نتیجه؟ یک جنگ پرهزینه که منجر به کشته شدن صدها هزار غیرنظامی، ویرانی زیرساختها و بیثباتی طولانیمدت در خاورمیانه شد.
اما پشت این ادعاها، هدف واقعی کنترل بر دومین ذخایر بزرگ نفتی جهان در آن دوران بود. عراق با تولید روزانه بیش از ۲ میلیون بشکه نفت، منبع کلیدی انرژی برای غرب محسوب میشد. آمریکا پس از اشغال، نه تنها کنترل نظامی را به دست گرفت، بلکه با صدور فرمان اجرایی ۱۳۳۰۳، درآمدهای نفتی عراق را تحت سلطه خود درآورد. این فرمان، که هر سال توسط روسای جمهور آمریکا تمدید میشود – آخرین بار توسط جو بایدن در ۲۰۲۴ – تمام درآمدهای نفتی عراق را به حسابی در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز میکند. در سال ۲۰۲۶، با تولید نفت عراق که به حدود ۴.۵ میلیون بشکه در روز رسیده، این حساب همچنان تحت کنترل آمریکا است و بغداد تنها دسترسی محدود به آن دارد.
این رویکرد اکنون در ونزوئلا تکرار میشود. در ژانویه ۲۰۲۶، نیروهای آمریکایی با عملیات نظامی سریع، نیکلاس مادورو رئیسجمهور ونزوئلا را دستگیر کردند. بهانه رسمی؟ مبارزه با قاچاق مواد مخدر و شبکههای مرتبط با آن. اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در کنفرانس خبری خود صریحاً گفت که عملیات برای دسترسی به نفت ونزوئلا است. ونزوئلا با ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخیره نفتی – بیش از ۱۸ درصد ذخایر جهانی – بزرگترین دارنده نفت جهان است، اما تولید آن به دلیل تحریمها و مدیریت ضعیف به یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته. ترامپ وعده داده که شرکتهای آمریکایی مانند شورون و اکسونموبیل میلیاردها دلار سرمایهگذاری کنند تا تولید را افزایش دهند، اما کارشناسان میگویند این کار حداقل ۱۰ سال زمان و بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه نیاز دارد.
فرمان اجرایی ۱۳۳۰۳: ابزاری برای کنترل دائمی درآمدهای نفتی عراق
فرمان اجرایی ۱۳۳۰۳ که در می ۲۰۰۳ صادر شد، یکی از هوشمندانهترین ابزارهای آمریکا برای حفظ نفوذ اقتصادی بر عراق است. این فرمان، که عنوان رسمی آن "حفاظت از صندوق توسعه عراق و اموال مرتبط" است، تمام درآمدهای نفتی عراق را از هرگونه ادعای قضایی، ضبط یا تحریم بینالمللی محافظت میکند – اما در عمل، کنترل آن را به آمریکا میسپارد. تمام پول حاصل از فروش نفت به حسابی در بانک فدرال رزرو نیویورک واریز میشود، و دولت عراق تنها میتواند با مجوز آمریکا از آن برداشت کند.
در سال ۲۰۲۶، با تمدید مجدد این فرمان توسط ترامپ، عراق همچنان وابسته به این سیستم است. تولید نفت عراق اکنون ۴.۵ میلیون بشکه در روز است و درآمد سالانه آن حدود ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود. اما این پول نه تنها برای بازسازی عراق استفاده میشود، بلکه به عنوان اهرمی برای فشار سیاسی عمل میکند. برای مثال، در سال ۲۰۲۰، زمانی که پارلمان عراق به خروج نیروهای آمریکایی رأی داد، آمریکا تهدید کرد دسترسی به این حساب را محدود میکند. این تهدید، دولت عراق را وادار به عقبنشینی کرد.
این مدل کنترل، نشاندهنده استراتژی بلندمدت آمریکا برای حفظ نفوذ اقتصادی است. عراق با وجود استقلال ظاهری، در امور مالی وابسته به واشنگتن مانده و نمیتواند آزادانه از درآمدهای خود استفاده کند. حالا، با عملیات ونزوئلا، آیا آمریکا قصد دارد مدل مشابهی را برای کاراکاس اجرا کند؟ ترامپ در سخنان خود اشاره کرد که شرکتهای آمریکایی باید زیرساختهای نفتی ونزوئلا را بازسازی کنند و درآمدهای آن را "برای مردم ونزوئلا" مدیریت کنند – عبارتی که یادآور ادعاهای بشردوستانه در عراق است.
تهدیدهای پنهان آمریکا: بلوکه کردن پولها برای حفظ کنترل
فرمان ۱۳۳۰۳ نه تنها کنترل مالی را تضمین میکند، بلکه ابزاری برای فشار سیاسی است. هر زمان که عراق سعی کرده استقلال بیشتری نشان دهد، آمریکا با تأخیر در انتقال پول یا تهدید به بلوکه کردن، واکنش نشان داده است. در سال ۲۰۲۴، زمانی که دولت عراق با شرکتهای روسی و چینی قراردادهای نفتی امضا کرد، آمریکا با اشاره به تحریمها، بخشی از برداشتها را محدود کرد. این اقدام، عراق را وادار به تجدیدنظر کرد.
در ونزوئلا نیز، آمریکا میتواند از تحریمهای گذشته استفاده کند. ونزوئلا تحت تحریمهای سنگین قرار داشت و تولید نفتش به کمترین سطح رسیده بود. حالا با دستگیری مادورو، آمریکا میتواند ادعا کند که برای "بازسازی"، درآمدهای نفتی را مدیریت خواهد کرد. اما کارشناسان میگویند این کار ریسکهای بالایی دارد: زیرساختهای نفتی ونزوئلا فرسوده است و احیای آن به سالها زمان نیاز دارد. تولید فعلی یک میلیون بشکه در روز، کمتر از ۳ درصد ظرفیت بالقوه است.
ونزوئلا: بزرگترین ذخایر نفتی جهان در میان بحران
ونزوئلا با ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخیره نفتی، بزرگترین دارنده نفت جهان است – بیشتر از عربستان سعودی (۲۶۶ میلیارد) و کانادا (۱۶۸ میلیارد). اما تولید آن به دلیل تحریمها، مدیریت ضعیف و کمبود سرمایهگذاری به یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته. در سال ۲۰۲۶، با عملیات آمریکا، ترامپ وعده داده که شرکتهای آمریکایی میلیاردها دلار سرمایهگذاری کنند تا تولید را به ۳ میلیون بشکه برسانند – سطحی که در دوران چاوز وجود داشت.
اما این وعدهها با واقعیت همخوانی ندارد. احیای صنعت نفت ونزوئلا نیاز به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه و حداقل ۱۰ سال زمان دارد. نفت ونزوئلا سنگین و گوگردی است و نیاز به پالایشگاههای خاص دارد – پالایشگاههایی که عمدتاً در آمریکا و چین وجود دارند. چین، بزرگترین خریدار نفت ونزوئلا (۵۰۰ هزار بشکه در روز)، ۶۷ میلیارد دلار در این کشور سرمایهگذاری کرده و ۹۰ درصد صادرات نفت ونزوئلا را میگیرد. آمریکا با کنترل ونزوئلا، میتواند این جریان را قطع کند و نفوذ چین را کاهش دهد.
اقتصاد آمریکا در بحران: بدهی ۱۳۰ درصدی GDP و نیاز حیاتی به نفت ارزان
اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۲۶ با بدهی عمومی بیش از ۳۸ تریلیون دلار (۱۳۰ درصد GDP) روبهرو است – بالاترین سطح از جنگ جهانی دوم. این بدهی، همراه با بهرههای سالانه بیش از ۱ تریلیون دلار، اقتصاد را脆弱 کرده است. فدرال رزرو برای کنترل تورم، نرخ بهره را بالا نگه داشته، اما این کار بانکها را تحت فشار قرار داده و رشد اقتصادی را کند کرده است.
نفت ارزان، کلید حل این بحران است. افزایش قیمت نفت، تورم را بالا میبرد و فدرال رزرو را مجبور به افزایش نرخ بهره میکند – که بدهی را گرانتر میکند. برای مثال، هر ۱ درصد افزایش نرخ بهره، صدها میلیارد دلار به هزینههای دولت اضافه میکند. ونزوئلا با نفت ارزان (اگر احیا شود)، میتواند این فشار را کاهش دهد، اما احیای آن زمانبر است و نمیتواند جایگزین نفت خاورمیانه شود.
پارادوکس قدرت: نفت، بهره و چرخه مرگبار بدهی
اقتصاد آمریکا در تلهای به نام "تسلط مالی" گیر افتاده: بدهی بالا، تورم را افزایش میدهد و نرخ بهره را بالا نگه میدارد، که خود بدهی را بیشتر میکند. نفت ارزان میتواند تورم را کنترل کند، اما ونزوئلا در کوتاهمدت نمیتواند کمک کند. تولید فعلی آن ناچیز است و احیای آن نیاز به امنیت، سرمایه و زمان دارد – که آمریکا ندارد.
سراب ونزوئلا: چالشهای احیا و ریسکهای عملیاتی
احیا صنعت نفت ونزوئلا یک توهم است. زیرساختها فرسوده، تولید گران و ریسک سیاسی بالا است. حتی اگر آمریکا سرمایهگذاری کند، چریکها و فساد ارتش، مانع میشوند. ونزوئلا نمیتواند جایگزین خاورمیانه شود؛ جایی که ۲۰ درصد نفت جهان از تنگه هرمز عبور میکند.
رقابت با چین: قطع جریان نفت برای تضعیف پکن
یکی از اهداف پنهان آمریکا، رقابت با چین است. چین ۵۰ درصد نفت ونزوئلا را میخرد و ۶۷ میلیارد دلار سرمایهگذاری کرده. آمریکا با کنترل ونزوئلا، این جریان را قطع میکند و وابستگی چین به خاورمیانه را افزایش میدهد – جایی که آمریکا نفوذ دارد.
نتیجهگیری: تکرار تاریخ و درسهای تلخ
عملیات ونزوئلا، تکرار عراق است: بهانه ظاهری برای نفت و قدرت. اما با بدهی آمریکا و رقابت با چین، ریسکها بالاتر است. جهان باید هوشیار باشد؛ زیرا این اقدامات میتواند بحرانهای جهانی ایجاد کند.
منبع: راه دانا
انتهای خبر/
